تبلیغات
ღ مایکی کوچولوی من ღ - داستان آشنایی غیر منتظره قسمته 9
بهتر از مایکی پیدا نمیشه:)(

داستان آشنایی غیر منتظره قسمته 9

دوشنبه 9 دی 1392 02:52 ب.ظ

ღ نویسنده لاک پشتی ღ : ღ Ayato Suki ღ
وختی آدم نظر تکراری رو آزاد میکنه جو نگیرتون وختی نظرا تموم شد دیه لدفن تکراری ندیـــــــن ی کاری نکنین ک دوباره ممنوعش کنمرافی این مسخره بازیا چیه هی وبتو از دسترس خارج میکنی اعصابمو بهم ریختیاز دسته همتون عصبیــــــــــــم ب قول رافی بدجور ب دلم افتاده ک وبمو بحذفم پ کاری نکنین ک همین الان بحذفمش


ببشید بچه ها اعصابم بهم ریخته بود متاسفم از اونایی ک ناراحتشون کردم شرمنده
تصمیم گرفدم دیه از این شکل استفاده نکنم فقط نیشخند میذارم حتیب اگه حالم خوب نباشه



تو اتاق لئو
کاتارا=چ اتاقه مرتبی فک نمیکردم ی پسر اتاقش اینقد مرتب باشه

لئو=ممنون

کاتارا=حالا مغرور نشو
لئو=نشدم

کاتارا=من میگم شدی ینی شدی

لئو=باش شدم

کاتارا=خخخخ چ عجب ی پسر جلو ما تسلیم شد

لئو=هه

کاتارا=دیه دارم شک میکنم ک تو پسری

لئو=جـــــــــــــــــان؟؟؟

کاتارا=پووووووف خو راس میگم رفتارت ب پسرا نمیخوره

لئو=مسخره نکن

کاتارا=اوخــــی چی شد؟؟شوخی کردم بی جنبه

لئو=واقا؟؟

کاتارا=ن پووووووووف

لئو=ماشالله گوله نمکی

کاتارا=مــــــــرسی ب قوله سوکی من متعلق ب همم

لئو=اینو مایکی هم میگه

کاتارا=یا ابوالفضل ما ی روانی تو گروهمون داشدیم یکی دیه هم اومد

لئو=زندگی برامون جهنم میشه

کاتارا=خدا نکنه ایشالله عاقل میشن

لئو=پوووووف جک گفدی آسمون بیاد زمین،زمین بره آسمون اینا آدم نمیشن

کاتارا=خخخخخخخ راس میگیا

لئو=من تا حالا دروغ نگفدم

کاتارا=منـــــم

تو اتاق راف
کیم=اه اه چقد اناقت کثیفه اتاقه منم زیاد مرتب نیس اما دیه ب این داغونی هم نیس

راف=خعلی رو مخمیااااا

کیم=میدونم

راف=میدونـــــــی؟؟

کیم=آره

راف=تو از مایکی و سوکی هم بدتری

کیم=چـــــــی گفــــــدی؟؟

راف=همون ک شنفتــــــــــــی

کیم=تو با چ جراتی با من اینجوری میحرفی

راف=ب همون جراتی ک تو با من اونجوری میحرفی

کیم=میزنم تو گوشتــــا

راف=بزن اگه میتونی

بعد کیم دستشو بلند کرد ک بزنه تو گوشه راف اما راف جا خالی داد و دسته کیم محکم خورد تو دیوار
کیم=آی تو روحــــــــــت

راف=پوووووووف

کیم=درده بی درمون کصافط

راف=حقته

کیم=

راف=وای من معذرت میخام ببشید

کیم=ولم کـــــــن

راف=کیم من متاسفم میخای خودمو بزنم؟؟بیا شتـــــــــــرق

کیم=وا چرا اینجوری میکنی؟؟

راف=عاخه دوس ندارم اشکه کسی رو در بیارم عذاب وجدان میگیرم

کیم=چقد دل نازکــــــــی

راف=هه

کیم=منم متاسفم

راف=واقا؟؟

کیم=آره..........تا حالا این حرفو ب کسی نزدم اگه ب کسی بگی من میدونمو تو فهمیدی؟؟

راف=باش نمیگم

کیم=قول؟؟

راف=قوله مردونه

تو اتاق دان
دان=خب؟؟اتاقم چطوره؟؟

النور=واااااای چقد وسایله آزمایشگاهی اینجــــــــاس چقدرم شلوغـــــه
دان=ش....شلوغ؟؟

النور=آره.....امممممم.......باید وسایلتو جا ب جا کنی راستش زیادی جا گرفدن

دان=فک کنم حق با توئه

النور=فک نکن حق با منه

دان=

النور=خب اگه قراره منو تو هم اتاق باشیم پس باید برا وسایلا منم جا باشه درسته؟؟

دان=معلومه

النور=خب اینجا شتر با بارش گم میشه اونوخ من چطو وسایلامو جا بدم؟؟

دان=وسایلات دقیقا چین؟؟

النور=هرچی ک ی دخدر باید داشته باشه دیه مثه لباسو لوازم آرایشو اینا

دان=آهان خب چقدرم؟؟

النور=فک کنم نصفه اتاقو بگیرن

دان=جلل خالق

النور=اگه ماله سوکی رو ببینی چی میگی؟؟

دان=چطو؟؟

النور=عاخه مال اون از اتاقتم بیشتره

دان=هااااااااااا؟؟

النور=من خعلی ب مد اهمیت میدم اما اون دیه بیش از حد اهمیت میده فک کنم وسایلاش کله اتاقه مایکی رو بگیره

دان=مایکی هم کلی خوراکی و سی دی و بازی و اسباب بازی و وسایله موسیقی جمع میکنه

النور=واقا؟؟

دان=آره

النور=خو پ فک کنم بتونه سوکی رو درک کنه

دان=آره

النور=خب حالا بیا وسایلاتو جا ب جا کنیم

دان=با....باشه

النور=نگران نباش سلیقم من خوبه

دان=اعتماد ب سقفت تو روده بزرگم عاخه تو کوچیکه جا نمیشه

النور=ن بابا؟؟تو هم ک مثه منو سوکی اینترنتــــــــــــی

دان=آره مایکی هم اینجوریه

النور=بابا ایووووووول

تو اتاق مایکی
سوکی=آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ چ اتاقت باحالـــــــــــــه

مایکی=قابل نداره

سوکی=خخخخخخ فقط اگه یکم رنگه صورتی هم بهش بزنیم دیه عالی میشه

مایکی=چی؟؟مگه رنگه نارنجی رو دوس نداری؟؟

سوکی=چرا ولی اگه با هم قاطیشون کنیم دیه عالی میشه

مایکی=آره راس میگی حالا بیا اتاقو نصف کنیم این طرف من وسایلامو میذارم این طرفم تو

سوکی=واسا بینم چرا اون طرف ک بیشتره باید مال تو باشه؟؟؟اون طرف برا من این طرف برا تو

مایکی=اصن از اینجا تا اینجا برا من از اینجا تا اینجا هم برا تو

سوکی=آره اینجوری عادلانس راســــــی من کلــــــــــی وسایل دارم

مایکی=مشکلی نی میتونی جاشون بدی

سوکی=عاخه خعلی زیادن لباسام حداقلش 4 تا کمد نیاز داره
مایکی=بفرما

سوکی=آآآآآآآ چقد کمد اینا برا چیته؟؟

مایکی=همینجوری خوشم اومد خریدم

سوکی=واااای تو هم مثه من از هرچی خوشت بیاد میخری

مایکی=آره

سوکی=ولی تو ک میز توالت نداری

مایکی=چرا اینا

سوکی=چ خوجملـــــــه قلبیـــــــه

مایکی=خوشت اومد؟؟

سوکی=آره بعدا بهش برچسب میزنم خوشمل ترش میکنم

مایکی=آورین دخمل

سوکی=ملسی پسمل

مایکی=
سوکی=راسی ی جا هم برا تختم میخام

مایکی=کناره تخته من خوبه؟؟؟

سوکی=نخیر باید فاصله داشته باشن

مایکی=1 سانت خوبه؟؟؟

سوکی=آله

مایکی=پ حله




2500 تا نظر+49 تا لایک برا بقیش شوخیم ندارم




ღ نظرات لاک پشتی ღ : نظرات
برچسب ها: داستان آشنایی غیر منتظره ،
ღ آخرین دستبرد لاک پشتی ღ : شنبه 23 فروردین 1393 01:31 ق.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30