تبلیغات
ღ مایکی کوچولوی من ღ - داستان آشنایی غیر منتظره قسمته 8
بهتر از مایکی پیدا نمیشه:)(

داستان آشنایی غیر منتظره قسمته 8

یکشنبه 1 دی 1392 01:28 ق.ظ

ღ نویسنده لاک پشتی ღ : ღ Ayato Suki ღ
واقـــــــــــــــــــــــــــا ممنان برا نظرا مخصوصا از رافی و دریا تچکــــــــــــر



3 ساعت گذش
سوکی=خــــــــــــو آجیا من خوفم بیاین بریم

دان=د واسا بینم کجا؟؟

سوکی=خونه آ....

مایکی=ق شجا

سوکی=ایول باو خوشم اومد

راف=اما شما ک جایی رو ندارین

کاتارا=نگران نباشین ی جایی رو پیدا میکنیم

النور=آره

استاد=ن من اجازه نمیدم برین بمونین همینجا

کیم=واقا؟؟؟

استاد=بله

مایکی=وای آرهههههههههههه توروخدا بمونیـــــــــــــــــــــــــــــــــــن

النور=کاتارا بمونین دیه لدفـــــــن

سوکی=آره لدفن لدفن لدفن لدفن لدفن لدفــــــــــــــن

کاتارا=اهههههه باشه.......فقط استاد ی مشکلی هس

استاد=چ مشکلی؟؟

کاتارا=شما اینجا اتاق اضافه ندارین

لئو=میتونین تو اتاقا ما بخابین

النور=چـــــــــــــــــــــــــی؟؟

کیم=برادر خوبیت نداره

سوکی=استغفرالله اون تسبیحه من کو؟؟؟کی ورش داش؟؟پسش بده بچه

مایکی=خخخخخخخخ

سوکی=من متعلق ب همم

استاد=ب نظره منم اشکالی نداره ک تو اتاقا اونا بمونین

سوکی=آخجــــــــــــون

استاد=بهتره هر 2 نفر ک اخلاقاشون بیشتر بهم میخوره با همدیگه هم اتاق بشن

لئو=میشه کاتارا پیشه من باشه؟؟؟

کاتارا=ها؟؟

استاد=آره ب نظرم اخلاقاتون تقریبا بهم میخوره

کاتارا=خب پس فک کنم هم اتاق شدیم

لئو=آره.......اممممم
.........بیا اتاقمو نشونت بدم
کاتارا=با...باشه

مایکی=استاد میشه سوکی با من باشه؟؟آره آره آره؟؟؟آرهههههه؟؟

سوکی=آره منم دوس دارم با مایکی هم اتاق بشم میشـــــــــــــــــه؟؟؟لدفن خاهش تولوخودااااا

استاد=بله

مایکی و سوکی=ایــــــــــول

استاد=و ن
سوکی=چی؟؟این دیه چ طرزه مووافقت کردنه؟؟جلل خالق

مایکی=این تیکه کلومه استاد

سوکی=چ باحال
مایکی=اهههههه بابا استاد بیخی لدددددددددفن

سوکی=تو رو خدااااااااااااااااااااااااا

استاد=اههههههههه خعلی خب مایکل آنجلو اتفاقا خوبه چون 2 تاتون دیونه این

مایکی و سوکی=واااااای ملســــــــی ما متعلق ب همه ایم

استاد=O_O.............خیله خب داناتلو و........
دان=النور؟؟؟

استاد=بله

دان=آخجــــــــــــــــــــــــــــــــــــونمی

النور=جان؟؟

دان=امممم.....هه......منظورم اینه ک بیا اتاقمو نشونت بدم آره

النور=آهان.......باشه بریم^_^

استاد=خب.....
راف=منو کیمم با هم دیه

استاد=رافائل؟؟؟

راف=ب......بله؟؟

استاد=چن بار باید بهتون بگم ک حرفمو قط نکنین؟؟

راف=ببشیـــــد

کیم=نگرون نباشین استاد الان دیه من هم اتاقشم آدمش میکنم

راف=ههههههی

کیم=زهرمار بیا اتاقتو نشونم بده

راف=بچه پرووووووووووو

کیم=میدونم یالا بیا بریم

راف=از دسته این دخدرااااااااا
کیم= د بیااااااااااا

راف=اوووووف.........اومدم




3000 تا نظر+40 تا لایک
...........خو چیه؟؟؟نفری 500 تا بدین تموم میشه


ღ نظرات لاک پشتی ღ : نظرات
برچسب ها: داستان آشنایی غیر منتظره ،
ღ آخرین دستبرد لاک پشتی ღ : شنبه 23 فروردین 1393 01:31 ق.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30