تبلیغات
ღ مایکی کوچولوی من ღ - داستان جزیره ی جن زده قسمته آخر
بهتر از مایکی پیدا نمیشه:)(

داستان جزیره ی جن زده قسمته آخر

جمعه 8 آذر 1392 01:27 ب.ظ

ღ نویسنده لاک پشتی ღ : ღ Ayato Suki ღ
خعــــــــــــــــــــــــــــــلی ممنانم برا نظرااینم از قسمته آخر دلیله اینکه زود تمومش کردم این بود ک موخام ی داستانه خعلی توپ بنویسم ولی کسی رو توش نمیارم


تو خونه لئو و داداشاش:
راف=بچه ها کی حال داره با من ی کشتی بگیره؟؟
2 36
مارک=من بیام؟؟
Fav44
راف=بیا بینم
Fav52
مارک=خو
Fav43
و شرو کردن ب کشتی گرفدن
راف=بچه عمرا بتونی شکستم بدی
Loudlaff
مارک=خفه شو بابا
2 42
راف=هییییییییییییییییهاااااااااااااا شکستت دادم
2 32
مارک=قبول نی تو بوکسری بایدم ببری
Fdgdfg
راف=تو........شکست خوردی
Asd2
مارک=هووووووووووووووم
Wds2
لئو=مارک آروم باش
Fav48
اولی=آره آروم باش مهم نی
2 25
لئو=اولی حاضری با من ی دس شطرنج بزنی
7
اولی=برو ک رفدیم
Ghelyon
لئو=هه باشه
5
این 2 تا هم مسابقه دادن
اولی=کیشو مات
Dwq
لئو=هی قبول نیس
Fdgdfg
اولی=چرا اون وخ
2 28
لئو=خب.......چونکه.........نمدونم
SCo Idk4
اولی=..........
105
دانی=بچه ها بچه ها؟؟
170
مارک=ها؟؟؟
2 37
لئو=چیه؟؟
8
دانی=ببینین چی ساختــــــــــــم
Fav27
راف=چی ساختـــــــــــــی
Fav43
دانی=اینو
Fav27
اولی=این چیه؟؟
12
دانی=مگه کوری؟؟؟روباته دیه
2 36
لئو=ووووووووووو خعلی قشنگه
8
مارک=آره
8
مایکی=بچـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــول؟؟
2 27
راف=درد چته؟؟
2 01
مایکی=این آهنگمو بیاین گوش کنین
Wassat
لئو=وااااای دوباره شرو شد
164
مایکی=ه...........
114
بوووووووووووووووووووووووووووم
مایکی=صدای چی بود؟؟؟
105
راف=بجا زر زدن بیاین بریم ببینم
2mo5pow
همه جمع شدن تو حیاط و دیدن ک ی جنی ایستاده رو ب روی سوکی
جن=هاهاهاهاهاهاهاهاهاهااااااااااااااااااا دخدر کوچولو پس تو قراره منو شکست بدی آرههههههه
E2q
سوکی=چــــــــــی؟؟؟؟تو کی هسی؟؟؟2 42
هری=هاهاهاهاها
سلنا=سلام سوکی

سوکی=هــــــــــــا شما؟؟؟
291
هری=درسته ما بودیم ک دوستاتونو کشتیم
جانی=کاره شما بووووووووووووود
SEVeyesB04 Th
سلنا=پ ن پ
C1
سوکی=پرسیدم تو کی هســــــــــــــــــی؟؟؟
SEVeyesB04 Th
جن=جوکره خیانت کار؟؟؟؟بهش بگوAcigar
مایکی=چی؟؟؟جوکر؟؟D3
جوکر=خب راستش..........من قبلا واسه این کار میکردم در واقع من نمیخاستم تو رو بکشم این میخاس تو رو بکشه الانم واسه همین اومده اون شکست ناپذیره..........
058
جن=کافیــــــــــــــــــه سوکی؟؟؟
2mo5pow
سوکی=ب........بله؟؟؟T5hq9d
جن=با دوسدات خدافظی کن چون آخرین باریه ک میبینیشون

یوجین=ب خاب ببینی دستت ب آجیم................آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ2 01
اون جنه یوجینو پرت کرد ب ی درخت
رز=یوجیــــــــــــــــــــن؟؟
99
نایلا=اوه ن
168
بعد اون جنه همشون گرف و انداخت وسطه ی میدونه آتیش و سوکی رو با دستش گرف
جوکر=خاهش میکنم این کارو نکـــــــــــن

جن=خفه شــــــــــــــو تو ی خیانت کاری3
سوکی=میخای.........میخای چیکار کنی؟؟25
جن=معلومه میخام تو رو بکشم
3
سوکی=فک کردی...........کورو کورو سامــــــــــــــــــــــــاWds2
یهو سوکی ب پری تبدیل شد و شرو کرد با اون جنه ب جنگیدن

جن=بیخودی تلاش نکن بلاخره میمیریDry
سوکی=برو ب..................تو..........چیک.........ار..........کردیT5hq9d
جن=حقت بود

اون جنه ی چاقو رو کرد تو شکمه سوکی و اونو کشت
مایکی=سوکــــــــــــــــی؟؟؟
168
یوجین=نـــــــــــــــــــــــــــــــه تو چطور جرات کردی
232
جوکر=روانـــــــــــــی
232
نایلا=سوکی؟؟؟؟آجی جوووووووون؟؟
99
رز=سوکی؟؟؟لدفن بیدار شو سوکییییییییییییییی؟؟
100
جن=دیه دیر شده اون مرده
3
النور=اوه ن168
کیم=سوکـــــــــــــــــــــــی؟؟؟خاهش میکنم پاشو لدفن
T5hq9d
ملانی=اهههههههههههههههههههههع
T5hq9d
یهو امی ظاهر شد و خیلی هم عصبی بود
امی=دیـــــــه تموم شد ای جنه بدجنس بگیر ک اومـــــــــــــــــــــد
2 01
امی ی جادوی خیلی قوی ب اون جن و هری و سلنا  زد و اونا رو کشت و اون آتیشو از بین برد
یوجین=سوکی؟؟آجی؟؟خاهش میکنم بلند شو

مایکی=سوکی.....ل.....لدفن

جوکر=امی تو باید کمکش کنی

امی=هر کاری ک از دستم بر بیاد براش انجام میدم لدفن یکم برین کنار

کیم=خ...........خیله خب

بعد امی با جادو قدرته پریه سوکی رو ازش گرف و دستشو گذاش رو پیشونه ی سوکی
لئو=چی شد؟؟

امی=قدرته پری بودنشو ازش گرفدم اون زندس ولی حالش زیاد خوب نیس بهتره بذارین اون استراحت کنه

و بعد ناپدید شد بچه ها هم سکی رو بردن تو اتاقش و همشون منتظر موندن تا سوکی بهوش بیاد اما انگار اتفاقی نمیفتاد
یوجین=شما ها برین من خودم مراقبشم

رز=یوجین منو نایلا خاهرشیم ما هم میمونیم
T5hq9d
یوجین=خیله خب
T5hq9d
مایکی=یوجین من نمتونم برم
T5hq9d
جوکر=منم همینطور
T5hq9d
یوجین=خیله دیه بقیتون برین

راف=باشه

و رفدن 1 ماه گذش و بلاخره سوکی بهوش اومد
سوکی=آخ.......چ.....چی شده؟؟؟

جوکر=سوکـــــــــی تو بهوش اومدی؟؟؟
B3
یوجین=بچه هــــــــــــــا اون بهوش اومــــــــــــد
B3
النور=چی؟؟؟

ملانی=خدایا شکرت

ی دفه امی ظاهر شد
امی=خوشحالم ک بهوش اومدی سوکی

سوکی=میسی
30upn9j
امی=بچه ها وختشه برگردین خونتون

مارک=ها؟؟؟

ملیسا=چی؟؟؟اما......

امی=شما موفق شدین اون ابلیسو شکست بدین حالا باید برگردین

سوکی=اما......آخ.........من نموخام برم

ملیسا=منم همینطور

امی=خیله خب کیا میخان اینجا بمونن؟؟؟

همه با هم=مــــــــــــن

امی=بسیار خب پس اینجا میمونین
همه=هــــــــــــورا
B3
1 هفته گذش
سوکی=بچه ها من واقا حالم خوب شده موخام برم بیرون

نایلا=منم فک کنم حالش خوب شده

رز=خیله خب پس میریم بیرون

لئو=منو الا با هم میریم

الا=چ خـــــــــــــوب حالا کجا بریم؟؟

لئو=پارک خوبه؟؟؟

الا=آره اومااااااااااااا

لئو=دوست دارم

الا=منم

راف=کیم بریم موتور سواری

کیم=آرررررررررررررررررره

راف=خیله خب بدو

کیم=بزن بریــــــــــــــم ولی اولش ی ماچ بده
4chsmu1
راف=باش بیا
4chsmu1
کیم=اووووووووووووما

ملیسا=دا.....دان؟؟؟

دانی=بیا برین برات بستنی بخرم عزیزم

ملیسا=باشه عشقم

یوجین=رز؟؟؟نایلا؟؟سوکی کجا بریم

رز=بریم اسکوتر بازی داداشی؟؟؟
4chsmu1
نایلا=آره بریـــــــــــــم

سوکی=تولوخودااااااا4chsmu1
یوجین=باشه

مایکی=اممممم..........چیزه.....یوجین؟؟؟

یوجین=ها؟؟؟

مایکی=میشه........میشه سوکی با من بیاد؟؟؟

یوجین=...........خیله خب

مایکی=هوراااااااااااا
B3
جوکر=اما من میخاستم باهاش برم

مایکی=من زودتر گفدم

جوکر=نخیر

سوکی=اصن بیاین با هم بریم شهربازی
4chsmu1
جوکر و مایکی=اوکـــــــــــــی
4chsmu1
بعد مایکی سوکی رو بوسید
سوکی=ها؟؟؟

ی دفه جوکرم سوکی رو بوسید
سوکی=..............

مایکی و جوکر=سوکی دوست دارم

مایکی=هـــــــــــی؟؟
جوکر=چتـــــــه؟؟؟

یهو جوکر و مایکی افتادن ب جونه هم
سوکی=پوووووووووووووووووووف
Asd2
جوکر=ب چی میخندی؟؟
مایکی=آره ب چی؟؟

سوکی=عاخه.........تا حالا کسی سره من دعوا نکرده بود خخخخخخخخخخ
Asd2
مایکی و جوکر=Asd2
جوکر=خو تو مال منی

مایکی=نع مال منه

سوکی=اصن مال 2 تاتونم
4chsmu1
جوکر و مایکی=خوووووووو4chsmu1
سوکی=خخخخخخخ
Asd2
اولی=ملانی بیا بریم اسباب بازی فروشی تا.......
ملانی=برام اسباب بازی بخری؟؟؟

اولی=آره عزیزم

ملانی=فدات شم

النور=مارکی؟؟؟

مارک=اوووووووووووووووما

النور=چیکا میکنی؟؟؟

مارک=عاشقتم

النور=خب.........م.......منم عاشقتم

جانی=زرشک.........فقط ما بی بهره موندیم خخخخخخخخخخخخ
Asd2



خب چطو بود؟؟؟؟خوشتون اومد؟؟؟؟خیلی سعی کردم خوب بشه



ღ نظرات لاک پشتی ღ : نظرات
برچسب ها: داستان جزیره ی جن زده ،
ღ آخرین دستبرد لاک پشتی ღ : شنبه 23 فروردین 1393 01:36 ق.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30