تبلیغات
ღ مایکی کوچولوی من ღ - داستان جزیره ی جن زده قسمته 3
بهتر از مایکی پیدا نمیشه:)(

داستان جزیره ی جن زده قسمته 3

پنجشنبه 21 شهریور 1392 06:45 ب.ظ

ღ نویسنده لاک پشتی ღ : ღ Ayato Suki ღ
I want to steal you for a rhythm intervention Now that I have captured your attention


دوباره دخالت کردی ک من دارم چی میخونم؟راسی آهنگه وبم چوطوره؟

دوباره تو خونه یوجین و خواهراش:
سوکی از بیرون اومد و همه نشستن سره میزه شام
-من شام نمیخوام

-نمیشه باید بخوری
-خو منم میگم نمیشه چون نمیخوام
-باید
-نباید
-اگه شام نخوری اجازه نمیدم امشب بیای نت
-خو اجازه نده کی ب اجازه تو نیاز داره
-بسه دیه شامتونو بخورین
-خو من شام نمیخوام مگه زوره؟
-باید بخوری
-نه نه نه نه نـــــــــــــــــه
-خو نخور پاشو برو
-باش من میرم پا نت امشب بچول تو وبه من جمعن شوما هم بخورین بیاین
-د برو دیه
-باشه میایم
-خیله خب
دوباره تو خونه لئو و داداشاش:
اینا هم شام خوردن
-آآآآآآآآه شب شیک من برم بخوابم

-کوفتو برم بخوابم تو چقد میخوابی
-خو خوابم میاد
-خو خوابم میاد و درد
-چقد شوما 2 تا با هم سرو کله میزنین
-خجالتم نمیکشن خرسا گنده ای شدن هنو دعوا میکنن
-بلاخره برا ی چی با هم ب توافق رسیدیم خوشبختم
-آره ولی من کاملا بدبختم
-امشب قراره تو وبه کی جمع شیم؟
-آخجون نوبته وبه سوکی جونمه
-سوکی جونت؟
-آآآآآآره دیه
تو خونه الا:
الا هم شامشو میل کرد اومد تو اتاقش:
-اصن حسش نی امشب ظرف بشورم
...............یکی ندونه فک میکنه من همیشه در حاله ظرف شستنم.................خب بهتره برم پا نت.................راستی امشب نوبته وبه کی بود؟..............آهان یادم اومد سوکی
تو خونه کیم:
کیمم ب تنهایی شامشو خورد رف تو اتاقش:
-مرده شور برده ها دوباره هم تنهایی شام خوردم
...............همه مامان بابا دارن منم دلم خوشه مامان بابا دارم..............اصن ب درک برم نت یکم با بچه ها بحرف آروم شم
تو خونه ملیسا:
اینم شامشو خورد ب مامانشم زنگید اومد تو اتاقش:
-آآآآآآآآآآآآآآآآآه خوابم میاد
...............اما نمیشه ب سوکی قول دادیم امشب تو وبش جمع شیم.................پس فلا ا خواب خبری نی اههههعععععع
تو خونه ملانی:
-اااااااااخخخخخخخ چقد این بابام لوسه همش ا من کار میکشه
................انگار خودش چلاقه............خستم کرده دیه برم نت ا شرش راحت شم(اعصاب داغوننا همشون)
تو خونه النور:
-ای خداااااااااااا دوباره این نته لعنتی قطهههههههههههههههههههههه همیشه ی خدا باید نته من قط باشه آهان وصل شد آخخخخخخخیش خدایا شکرت

خب همشون رفتن و تو وبه سوکی و اینجوری با هم میحرفیدن و شکلک میذاشتن:
-سلام

-سلام
-سلام
-سلام
-سلام
-سلام
-سلام
-سلام
-سلام
-سلام
-سلوووووووم
-سلوم و علیک
-سلام
-سلام
-سلام
-خو خفه دیه هی سلوم سلوم میکنن
-تو چی میگی سوکی نیشخندی
-نیشخندی عمته
-خو سوکی چیکا داشتی ک هممونو جمع کردی؟
-برین تو پسته جدید
سوکی تو پسته جدیدی گذاشته بود ک اسکلشون کنه و اونجا برا مسخره بازی ی دکمه گذاشته بود و روش نوشته بود این دکمه رو فشار بدین
-خو سوکی حالا چ کنیم؟

-حالا اون دکمه و رو فشار بدین
و همه با هم اون دکمه رو فشار دادن و .....................




با نظراتون شرمنده شدم بی زحمت 200 تا نظر بدین




ღ نظرات لاک پشتی ღ : نظرات
برچسب ها: داستان جزیره ی جن زده ،
ღ آخرین دستبرد لاک پشتی ღ : یکشنبه 24 فروردین 1393 01:48 ب.ظ



نمایش نظرات 1 تا 30